السيد الخميني

5

ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )

عامه به وجود آورده و شكل ناقصى كه در حوزه‌هاى علميه عرضه مىشود براى اين منظور است كه خاصيت انقلابى و حياتى اسلام را از آن بگيرند ، و نگذارند مسلمانان در كوشش و جنبش و نهضت باشند ؛ آزادىخواه باشند ؛ دنبال اجراى احكام اسلام باشند ؛ حكومتى به وجود بياورند كه سعادتشان را تأمين كند ؛ چنان زندگى داشته باشند كه در شأن انسان است . مثلًا تبليغ كردند كه اسلام دين جامعى نيست ؛ دين زندگى نيست ؛ براى جامعه نظامات و قوانين ندارد ؛ طرز حكومت و قوانين حكومتى نياورده است . اسلام فقط احكام حيض و نفاس است . اخلاقياتى هم دارد ؛ اما راجع به زندگى و ادارهء جامعه چيزى ندارد . تبليغات سوء آنها متأسفانه مؤثر واقع شده است . الآن گذشته از عامهء مردم ، طبقهء تحصيل‌كرده ، چه دانشگاهى و چه بسيارى از محصلين روحانى ، اسلام را درست نفهميده‌اند و از آن تصور خطايى دارند . همانطور كه مردم افراد غريب را نمىشناسند ، اسلام را هم نمىشناسند . و [ اسلام ] در ميان مردم دنيا به وضع غربت زندگى مىكند . چنانچه كسى بخواهد اسلام را آن طور كه هست معرفى كند ، مردم به اين زودىها باورشان نمىآيد ؛ بلكه عمال استعمار در حوزه‌ها هياهو و جنجال به پا مىكنند . براى اين‌كه كمى معلوم شود فرق ميان اسلام و آنچه به عنوان اسلام معرفى مىشود تا چه حد است ، شما را توجه مىدهم به تفاوتى كه ميان « قرآن » و كتب حديث ، با رساله‌هاى عمليه هست : قرآن و كتاب‌هاى حديث ، كه منابع احكام و دستورات اسلام است ، با رساله‌هاى عمليه ، كه توسط مجتهدين عصر و مراجع نوشته مىشود ، از لحاظ جامعيت و اثرى كه در زندگانى اجتماعى مىتواند داشته باشد ، به‌كلى تفاوت دارد . نسبت اجتماعيات قرآن با آيات عبادى آن ، از نسبت صد به يك هم بيشتر